یک مخاطبدزدی آرام در یزد
حسن نقاشی
سرویس فرهنگي :
ما در گذشته جشنوارهای در شهر یزد داشتیم به اسم «حقیقت» که البته بخشی از این جشنواره به سینمای مستند اختصاص داشت. من به عنوان یک یزدی شاهد بودم کل مخاطبی که در سالن سینما به قصد دیدن فیلمهای این جشنواره حضور پیدا میکرد بیشتر از 30 نفر نبود.
مسئولان فرهنگی شهر یزد هنگامی که با این استقبال سرد مواجه شدند تنها راه جذب مخاطب را در دعوت از سوپراستارهای سینمای ایران برای حضور در جشنواره و البته استفاده از هنرپیشههای معروف در هیئتهای داوری دیدند. اگر نظر من را بپرسید میگویم این حرکت که به قصد جذب مخاطب انجام شد نوعی توهین به سینما بود. اینکه شما با توسل به سوپراستارها تماشاگر به سالن بیاورید و تازه همانها هم فقط به دنبال امضا گرفتن از فلان هنرپیشه باشند و کوچکترین توجهی به فیلمهای جشنواره نداشته باشند جز توهین چه معنای دیگری میتواند داشته باشد.
من از دوستانی که چنین تصمیمی گرفتهاند میپرسم آیا واقعاً به مخاطب این جشنواره فکر کردهاند. آیا این مخاطب جدید حاضر است به سالن سینما برود و پای مباحث تخصصی و علمی سینمای مستند بنشیند؟ به فرض که ما 200 نفر مهمان هم از تهران و دیگر شهرها به جشنواره دعوت کنیم. آیا این کافی است؟ آیا این قابل مقایسه است با ازدحام دوستداران سینمای مستند در سالن شماره یک سینما فلسطین، هنگامی که حتی پلههای سالن سینما به دلیل این ازدحام جای ایستادن هم ندارد.
من این جابجایی و انتقال جشنواره از تهران به اصفهان را به مثابه دزدیدن مخاطب از سینمای مستند میدانم. نمیدانم شاید هم مسئولین و متولیان فرهنگی ما تصمیم به تعطیلی جشنواره سینماحقیقت گرفتهاند. امسال جشنواره به اصفهان میرود و پس از ریزش مخاطب سال آینده ختم ماجرا اعلام شده و سینماحقیقت برای همیشه به خاطرهها می پیوندد.
من نمیخواهم بگویم مسئولین مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی کمر به تعطیلی سینماحقیقت بستهاند، اما بازخورد و نتیجه چنین تصمیمی جز این نمیتواند باشد. آیا بهتر نبود مسئولین مرکز قبل از اتخاذ چنین تصمیمی مستندسازان کشور را در حد یک مشورت و استعلام کوتاه محرم میدانستند. ما دوست داریم در جشنواره شرکت کنیم، به شرطی که مخاطب هم داشته باشیم، اما در شهرستانها چنین پتانسیلی نداریم و من هیچ منطق پشت این تصمیم نمیبینم.
دوست ندارم این را بگویم، اما اگر سینمای مستند جشنواره سینماحقیقت را از دست بدهد دوباره به حاشیه جشنوارهها خواهد رفت. این یک واقعیت است که تنها بخشی از جشنواره فیلم کوتاه تهران به فیلمهای مستند اختصاص دارد. وقتی به جشنواره فیلم فجر نگاه میکنید متوجه میشوید هر سال پستترین بخش و امکانات به سینمای مستند تخصیص داده شده است.
در یک سالن خالی فیلم نمایش داده میشود و برای کسی هم مهم نیست این بخش مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد. وقتی به این بعد قضیه نگاه می کنیم متوجه میشویم مهمترین کاربرد سینماحقیقت برای سینمای مستند، جذب مخاطب خاص این سینما است.
بیتعارف باید بگویم یک چنین تصمیمگیریهایی ثابت میکند که تا چه حد نگاه ما به کارکرد جشنوارهها در ایران آماتور است. برخی جشنوارههای سینمای مستند در دنیا قدمتی بیش از 50 سال دارند. همه دنیا این جشنوارهها به اسم شهر محل برگزاری میشناسند و بماند که تیمی ثابت، دبیری ثابت و حتی سالنهای نمایش ثابت برای این جشنوارهها تعریف شده است.
من نمیفهمم این چه نوع مدیریتی است که با یک تغییر در سطح معاونت سینمایی ارشاد، کل نظام سینمایی کشور دگرگون شده و کل حرکات صورت گرفته در دورههای قبل نفی و نقد میشود. خب این یعنی هیچگاه نگاه حرفهای در این بخش حاکم نبوده است. من مسئولان مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را به دلیل اتخاذ این تصمیم مقصر نمیدانم. آنها حداکثر اجرا کننده هستند و تنها مرجعی که باید پاسخگوی این تصمیم باشد شخص معاونت سینمایی ارشاد است. |